آغاز سفر!

سلام

من خوبم، زندگی هم خوب! تازه از سفر برگشتم. امسال هم مثل سال گذشته با سفر شروع شده و گویا قرار ادامه پیدا کنه. اما این سفر با باقی سفرها فرق میکرد شاید به نوعی سفر خداحافظی بود. مشهد و ابهتش، سکوت و آرامشش. و من مثل همیشه وقتی اون روبرو ایستادم فراموش کردم تمامی خواسته هایم رو و تنها سلامتی بود که به ذهنم رسید. اما ته قلبم به فکر خیلیها بودم.

این روزها درگیر کارهای سفرم هستم. یکی از همین روزها باید شروع کنم به جمع و جور کردن وسایلم و کم کم با سفرم رو ببندم.

این روزها، هر لحظه بیشتر و بیشتر نسبت به صحیح بودن تصمیمی که گرفتم اعتقاد پیدا میکنم. حس میکنم اینجا دیگه جای موندن و زندگی نیست. اتفاقات چند وقت اخیر حس غریبی برام به ارمغان آوردند. تنها چیزی که در این سفر غصه دارم میکنم دلتنگی برای عزیزان و اندک آدمهایی است که در زندگی من حکم یک گنیجینه رو دارند. دوستانی بسیار با ارزش! دلم برای همشون تنگ میشه.

/ 5 نظر / 10 بازدید
زهرا

سلام به من هم سر بزنيد خوشحال مي شوم

عادل

خدا رو شكر ... اين كه حستون نسبت به تصميمتون مثبته، خيلي خوبه.

خاله ریزه

سلام می‌بینم که مسافری... هرجا هستی... دوستت می‌دارم و برایت از خدای بزرگ بهترین‌ها رو می‌خوام... مواظب خودت باش زیااااااااد بوس بای [گل]

سامه

منم دلم برات تنگ میشه چرا قبل از این که من بیام میری . آخه چرا ؟؟؟ میدونی چند وقته ندیدمت :(

علی

درود طناز عزیز از ابراز لطف شما نسبت به وبلاگ خودتان سپاسگذارم. شما هم قلم توانایی دارید و امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید [گل]