کریسمس خانوادگی

سلام

بالاخره بعد از مدتها فرصتی شد بیام و یک سرکی اینجا بکشم. دو ماه اخیر خیلی سرم شلوغ بود، از یک طرف درگیر کار و زندگی روزمره، از یک طرف هم درگیر گرفتن ویزه برای خانوم مادر و آقای پدر، از یکطرف ایران رفتن خودم. خلاصه که زندگیم خیلی شلوغ بود.

امسال برای اولین بار من هم مثل تمام خانواده ها اینجا کریسمس رو کنار خانوم مادر و آقای پدر هستم. نزدیک سه سال طول کشید تا من زندگیم رو اینجا سروسامان بدم و محیطی رو بوجود بیارم که بتونم پذیرای خانواده ام باشم. نمیتونم توصیف کنم که چقدر این احساس زیباست.

دیگه اینکه به مدت دوهفته مرخصی دارم. دارم برنامه ریزی میکنم که خانوم مادر و آقای پدر بتونند بهترین استفاده رو از اقامتشون اینجا داشته باشند.

امروز سر میز ناهار به همراه دو دوست خوب، داشتیم از اتفاقات عجیب و غریب اینجا صحبت میکردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که همه جا اسمون همین رنگ! اینجا هم باید کلاهت رو محکم بچسبی تا باد نبردتش! ناهار دلچسبی بود با کلی لبخند و شیطنت. مدتها بود چنین حس دلنشینی نداشتم.

امیدوارم که هفته خوشی داشته باشید. در ضمن کریسمس رو به تمام دوستان مسیحی تبریک میگم.

خوب و خوش باشید.

/ 3 نظر / 31 بازدید
معصومه

سلام طناز جان من هم شب یلدای خوبی برات آرزو می کنم من گذری دنبال نحوه زندگی در استرالیا می گشتم وب لاگ شما رو دیدم خوش باش بابا به قول خودت آسمون همه جا یه رنگه،ما هم تو ایران با اینکه به هم نزدیکیم ولی از هم دوریم.اینطوری می دونی دوری زیاد ناراحت نمی شی ولی خیلی سخته نزدیک باشی ولی احساس دوری کنی ،ما هم در حال گرفتن ویزای ملبورن هستیم درست یا غلطش رو نمی دونم.امیدورام کریسمس خوبی داشته باشی و بهت حسابی خوش بگذره که تمام احساس دلتنگی این مدت از دلت بیرون بیاد[گل]

حامد

سلام خوشحالم که شما خوشحالید امیدوارم در کنار پدر و مادر حسابی بهتون خوش بگذره لحظاتی ناب و رویایی رو براتون آرزو می کنم

الهه

سلام طناز جان..من دو سال پیش وبلاگت رو میخوندم..و امروز که اتفاقی باز وبلاگت رو پیدا کردم باورم نمیشه یک ساله خودم در استرالیا هستم..امیدوارم پدر و مادر هم اقامت خوبی داشته باشند اینجا و حسابی خوش بگذره