کار کار کار!!!

مرشد می گوید:

     اگر در جاده رویاهایت گام بر میداری؛ دل بدان بده و راهی برای بهانه هایی مانند " این آنچه می خواستم نیست!" ؛ باز مگذار که در این کار بذر شکست و ناکامی نهفته است.

    در راه خویش گام بردار؛ حتی اگر مجبور باشی قدمهای نا مطمئن برداری؛ حتی اگر بدانی که بهتر از این نیز می توانی این کار را انجام دهی. اگر توانایی هایت را در زمان حال بپذیری؛ شکی نیست که در آینده می توانی آنها را بهبود بخشی. اما اگر از پذیرفتم محدودیت هایت سر باز زنی؛ هرگز نمی توانی از شرشان رهایی یابی.

    با راهت با جسارت مواجه شو و از نکوهش دیگران بیم به دل راه مده و از آن بالاتر آنکه خود نیز به نکوهش خویش کمر مبند و بدین گونه توانت را هدر مده.

    خداوند در شب بیداری ها با توست و اشکهایت را با عشق خود پاک می کند. خداوند با مردمان دلیر است.

   مکتوب - پائولو کوئیلو

سلام بعد از چند روز بالاخره فرصت نوشتن پیدا کردم هرچند که تو این مدت بیشتر از کمبود وقت دچار عدم حس نوشتن بودم!!! اوضاع کاریمون بد بهم ریخته! همه اینجا کلافه اند! من هم دست کمی از بقیه ندارم! همه نگران هستن. و منتظر که ببینن زحمت ۲ ساله چه جوابی می ده! امیدوارم که نتیجه خوب باشه.39.gif

بالاخره دیشب کتاب کلیدر رو شروع کردم. هنوز برام غریبه! اما خوب باید پیش بره تا ببینم چی پیش میاد.07.gif

دیگه اینکه دیروز بعد از مدتها با رامین چت کردم! حالش خوبه و از شرایط فعلی راضی! فقط اصرار داره که منم زودتر برای رفتن اقدام کنم! دیروز حسابی سر به سرش گذاشتم! آخه بچه نفسش از جای گرم بلند می شه! اونم تو هوای خنک کانادا!!! می گه اینجا جمع مون جمع! فقط جای تو یکی کمه! منم بهش گفتم فقط یه راه برای رفتن من هست اونم ازدواج! حالا چیکار می کنی؟ 05.gifخندید و گفت : خوب پس همون جا بمون! جات خوبه! 13.gifکلی گپ زدیم و مثل قدیما سر به سر هم گذاشتیم! خلاصه اینکه اگه می شد منم می رفتم!!!04.gif

دیگه همین دیگه!

خوش باشین.

/ 9 نظر / 7 بازدید
rahele

salam dosta aziz mamnon ka sar zaden

مريم

سلام طناز جون خوبی گلم؟ مثله هميشه قشنگ و صادقانه بود. اون قطعه پائولو که فوق العاده بود. و اينکه اميدوارم در همه مراحل زندگی اونچه که برات خير و بهترين هست اتفاق بيفته. از جمله در مورد رفتن

سامان

وقتی ميگن بيا برو اينقدر ناز نکن هی دوستان را تارومار نکن

امير

سلام دوست من. خيلی پاک و صادقانه می نويسی و انتخابت عالی هست.چون به نظر من بهترين قطعه شعر ها رو انتخاب می کنی.بهت در اينمورد تبريک می گم و اما در مورد خارج رفتن.پيشنهادم اينه که اول تو ايران ازدواج کنی و بعد با ويزای تحصيلی بری خارج درستو بخونی و برگردی و هيچ وقت فکر زندگی تو اونجا رو حتی از ذهنتم نگذرونی.من خودم ۲سال تو پاريس بودم۴سال تو آکسفورد ۲سال تو اتاواو در آخر ۴سال تو ملبورن.خارج اصلا جای خوبی نيست واسه زندگی.درسته که من ۲تا مدرک دکترا از خارج دارم و اونجا موندنم از لحاظ مالی بهتر بود اما من يک ايرانيم و با فرهنگ ايرانی.لا اقل اينجا ۴نفر هست که دوسم داشته باشن و يه خونواده گرم و صميمی دارم اما اونجا فقط پول حرف می زنه و عاطفه وجود نداره و به نظر من هيچ ايرانی به ميل خودش اونجا نمونده.خارج فقط اسمش خوبه اما خودش بده.خوشحال می شم رو حرفم کمی تامل کنی.زندگی بازی نيست که به راحتی توش ببازی زندگی يه قماره که نبايد ببازی چون باخت به قيمت جونت تموم می شه.شاد باشی و شب خوش

حسين..

سلام اون مقدمه ی اولش خيلی جالب و خوب بود... راستی از وقتی کمتر آپ ميکنيد به نظرم بهتر شده خيلی وقته به ما سر نزدين؟خوشحال ميشم بياين خدا نگهدار

سامه

اين پسر ها مارمولک هايی هستند که لنگه ندارند دوست دارند پيششون باشی و کلی هم واست زبون می ريزين اما کو يه قدم مثبت واسه اين ما شدن خیلی خوشگل نوشته بودی مثل همیشه راستی من کلیدر و خوندم خیلی سال پیش اون موقع ها که جوونتر بودم خیلی زیاد قشنگه حتماْ بخونش

پيام

سلام.با مزه هست ورفتن هم فکر عجيبيه .من هم همش بهش فکر می کنم.به نظرم بايد رفت البته از يک روش معقول و حساب شده.کانادا هم جای خوبيه بهت خوش ميگذره.کليدر هم خيلی قشنگ ولی اگه يک کم کوچيکتر بود بهتر بود

مجيد

طناز جون قول بده اگه يه روز رفتی کانادا از اونجا هم وبلاگ نويسی رو ادامه بدی و ما رو تنها نذاری .

مجيد

يادم رفت اينا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! رو بذارم .