هوا مورچه داره!

اینجا ملبورن، شهر مرده، اینجا ملبورن، هوای بیقرار و پریشون بهاره پاییزه، درست مثل دل مردمش!

اینجا ملبورن، قرنطینه، سکوت، سکوت، سکوت، اونقدر که صبحها میشه تو دل شهر با صدای پرنده ها بیدار شد! کی میگه ملبورن پرستو نداره!

اینجا ملبورن، شهری که بهارش بیشتر حس پاییز داره تا بهار! شهری که آسمونش همیشه مثل اردیبهشت!

اینجا ملبورن، شهری که هوا از سی درجه در کمتر از چند ساعت میشه 12 درجه! شهری که آسمون آفتابیش در چشم برهم زدنی ابری میشه و می باره و می باره و می باره!

تهران که بودم، بیست و اندی سال پیش، تو اون روزهای بیست سالگی، دوران دانشجویی، همون روزهایی که بزرگترین دغدغه مون این بود که چه درسی رو با کدوم استاد برداریم، صبح کدوم مانتو رو با کدوم مقنعه ست کنیم، امتحان کدوم استاد سختتره، تو اون دورانی که زندگی ساده بود و زیبا، اون روزهایی که دلمون شیطون بود و با هر نگاهی به لرزه میوفتاد، تو همون روزهای شیطنتهای دخترانه و دلبرانه ها و بازیگوشی هامون، تو اون روزهایی که رفاقتها، رفاقت بود، اون روزهایی که مجبور نبودیم تو خفی زندگی کنیم و حرف مردم کمترین اهمیت رو داشت، اون دورانی که زندگی ساده بود و آدمها اینقدر پیچیده نبودن، روابط ساده و دلنشین بودن، اون دورانی که میشد یک شبه عاشق شد، کسی برای عشق و رفاقت شرط و شروط نمیذاشت، هربار که هوا ابری میشد و دل آسمون میگرفت و می بارید و می بارید و می بارید، دوست جونی پیغام میداد، یا سر کلاس زیر لب میگفت: "دوباره هوا مورچه داره!"

هوا مورچه داره، یعنی هوا باز دو نفره شد، یعنی دلمون دوباره بازیگوش شد و تپید! هوا مورچه داره، یعنی شیطنت و بیخیال کلاس و دانشگاه شدن، یعنی با کیمیا و گاهی هم باقی دخترا، زیر بارون قدم زدن و دانشگاه و کلاس رو پیچوندنو سر از کافه همیشگی درآوردن. کافه همیشگی تو خیابون گاندی، طبقه بالا، کنار پنجره، قهوه خوردن! قهوه خوردن تو اون دورانی که سیگار کشیدن تو کافه ها آزاد بود و کافه ها مه گرفته!

دانشگاه تموم شد، اما هوای مورچه ای و عادتهاش برامون موند. رفتیم سرکار اما بازم هوا که میگرفت تکست بازی بود و مرخصی گرفتن، دوباره سر از کافی شاپ در آوردن و گاهی هم رانندگی تو جاده های بی انتها، جاده چالوس، بارون، موزیک با صدای بلند، رانندگی، چایی کنار جاده!

بعدترها، دوستای جدید اومدن، مشکلات بزرگتر شدن، زندگی پیچیده تر شد، شاید هم ما پیچیده ترش کردیم! عاشق شدیم، دلمون شکست، طرد شدیم، طرد کردیم. بعدتر ها تو اون گیر دار موندنها و رفتنها، تو اون گیر دار زندگی پرهیاهو، تو اون گیر و داری که همه چی رو به تغییر بود، یک چیزی تغییر نکرد! هوا مورچه داره، هوا دو نفره است! بعدها جاده چالوس شد، جاده فشم با دخترا، قهوه خوردن ها شد با شاد خانوم حالا یا تو کافه یا تو خونه اش! زندگی رنگ و بوش عوض شد، حس و حالش عوض شد، اما روزهای بارونی اش و هوای دو نفره اش نه!

اینجا ملبورن، شهری که غبار مرده روش ریختن، شهر قرنطینه، دو روزه که هواش گرفته و حدود بیست و چهار ساعت که آسمونش داره بی وقفه می باره! انگار که آسمون هم دلش از زندگی پر باشه! اینجا ملبورن، هوا مورچه داره و ما حبس تو خونه! دل عجیب هوای رانندگی و کافه و قهوه داره، دلم هوای بیست سالگی و دخترونه هامون رو داره. دلم هوای آهنگهای قدیمی مون رو کرده! دلم هوای فریدون رو داره که بخونه "آهای خوشگل عاشق"! دلم هوای جنون و دلدادگی داره!

اینجا ملبورن، شهر مرده، هوای بهاره پاییزه، آسمونی تیره و بارونی، دم غروب، با یک هوای دونفره، با مردمی تنها!

اینجا ملبورن، شهری که میتونی، ساعتها کنار پنجره بشینی و به آسمون گرفته اش زل بزنی، قهوه بخوری ،صدای بارون رو بشنوی، هوای جوونی و دلدادگی کنی!

کسی چه میدونه، شاید دفعه بعد که هوا دو نفره شد، بشه رانندگی کرد و زد به دل جاده، شاید بشه کافه نشینی کنیم! کسی چه میدونه، شاید وقتی این قرنطینه و جنون تموم شد، آدمها دلشون اونقدر برای سادگی تنگ شده باشه که زندگی رو ساده بگیرن! کسی چه میدونه!

/ 3 نظر / 2746 بازدید
khiyalvareh

درود . نه بانو . ديگه توي تهرون ، نه اون هوا پيدا ميشه و نه اون مورچه هاش . فقط روي سر شهر ، يك لايه قطور و ضخيم ِ مملو از انواع و اقسام آلاينده ها كشيدن كه نه تنها هيچ باروني جرات تكون دادنش را نداره ، بلكه حتي سيل هم بيايد ؛ اونا سر جاي خودشون لم مي دن و به ريش و قد و قواره تموم رهگذرها مي خندند . ديكه تهرون اون تهرون قديم نيست و نخواهد شد . چيزي كه مُرد ، ديگه مُرده . ميخ زدن به تابوتش هم جز اينكه باعث بشه زخم هاي قديمي دهن باز كنن، ثمره ديگه اي نداره . شايد بايد همون موقع ها ، يك نفس عميق مي كشيدي و قدري هواي ملس را با تموم مورچه هاش ( باروناش ) براي روزهاي مبادا ذخيره مي كرديد . شايدم قسمت اين بوده كه نفس عميق نكشيد و امروز پشت همين پنجره بشينيد و فيد بك به خاطراتتون بزنيد .

zamantc

با سلام و احترام … شبکه تخصصی زمان خواهان همکاری با " حضرتعالی " به عنوان مدیر تارنماست. گروه زمان انتخاب برندهای مطرح کشوری است. ترجمه انگلیسی به فارسی، ترجمه فارسی به انگلیسی، ویراستاری، خلاصه نویسی، بازنویسی و تولید محتوا (وب سایت - وبلاگ) از جمله خدمات مجموعه است. گروه زمان خواهان همکاری با تارنماهای معتبر حوزه اطلاع رسانی، نشر محتوا، علوم فنی-مهندسی، علوم تجربی، علوم انسانی و گروه هنر می باشد. همکاری در قالب تبادل لینک و اعطای امتیازات ویژه از سوی مجموعه زمان به عنوان تقدیر از توجه تان است. مشتاق تبادل لینک با تارنمای تحت مدیریت حضرتعالی هستیم. • در صورت تمایل جهت تبادل لینک ماندگار، لطفا به آدرس ذیل مراجعه نمایید » https://zamantc.ir/backlink • آدرس وب سایت » www.zamantc.ir • نامه دعوت به همکاری » https://zamantc.ir/cooperate • لیست مشتریان شاخص کشوری شبکه زمان » https://zamantc.ir/customers ارسال شده توسط » مدیر مسئول وب سایت ترجمه زمان (1399.7.26)