مهاجرت!

سلام

من خوبم، زندگی هم مثل همیشه در جریان. پست قبلی باعث شد، بعضی دوستان نظرات جالبی برام بذارند، که باعث شد در مورد این مهاجرت بیشتر فکر کنم. میخوام در مورد مهاجرت بنویسم.

از دید خیلی از آدمها مهاجرت کار شجاعانه ای! من نظری ندارم. نمی تونم بگم شجاعانه است یا نه، شاید دلیلش این که من چنین شجاعتی رو در خودم نمی بینم. خیلی ها وقتی می فهمند که من، یک دختر، تک و تنها مهاجرت کردم و حتی شهری رو انتخاب کردم که هیچ کسی رو انجا نمی شناختم، نظر میدند که من شیر زنم! باز هم نظری ندارم. چون چنین حسی در خودم نمی بینم.

از دید من، من یک کار خیلی معمولی رو انجام دادم. یک سفر و یک تصمیم برای زندگیم. میدونین آدم میتونه به دنیا دروغ بگه، می تونه حتی به خودش هم دروغ بگه. اما من اعتقاد دارم، اگر به دنیا دروغ میگی، هیچوقت به خودت دروغ نگو!

اگر بخوام روراست باشم، باید بگم، من شجاع نیستم. در این مدت نزدیک به ٢ ماه، من تنها بودم، گاهی حس خوبی بود و گاهی آزار دهنده. روان شناسان اعتقاد دارند مهاجرت بالاترین میزان استرس رو به همراه دارد، حتی این میزان بالاتر از استرس ناشی از ازدواج است. خوب من که چیزی حس نمیکنم. حالا بماند که در اکثر مواقع آدمها استرس درونشون رو حس نمیکنند!!

من کماکان دنبال کار می گردم، مشکلات خاص خودم رو دارم، گاهی حس میکنم دارم از درون میشکنم. گاهی ترس تمام وجودم رو میگیره، گاهی حس میکنم دنیا داره به اخر میرسه، اما در تمام این زمانها، به خودم یاد آوری میکنم، که من این راه رو شروع کردم و میخوام که ادامه اش بدم. اینجا به این باور رسیدم که شروع یک راه خیلی مهم، اما مهمتر از اون دوام آوردن و ادامه دادن!

آقای پدر همیشه اصرار داشت که من ترک وطن کنم، به این دلیل که به این باور رسیده بود که وطن من دیگه جای خوبی برای زندگی نیست. بخصوص برای آدمی مثل من حساس و بلند پرواز، با کلی آرزو. اشتباه هم نمیکرد. ١٠ سال شایدم بیشتر طول کشید تا من هم به این باور برسم که برای من، زندگی در وطن نمی گم غیر ممکن که بسیار سخت شده. و خوب بنا به اتفاقاتی که در طی ۵ سال اخیر زندگی من رو دستخوش تغییرات منفی و مثبت کرد، تصمیم گرفتم جایی دیگر رو هم برای زندگی امتحان کنم. شاید چون به این عقیده رسیدم که هجرت هم بخشی از تجربیات زیبای زندگی است. مسلما اگر هجرت بد بود پیغمبر خدا هجرت نمیکرد.

مهاجرت تجربه زیبایی است علی رغم تمام مشکلاتش، حداقل برای من! من از سختی هاش نوشتم، اما زیبایی هم داره که برای هرکسی متفاوت. دوری از عشق، هر عشقی، عشق به وطن، عشق به خانواده و ... خیلی سخت، اما غیرممکن نیست. این هم تجربه ای است. این کشور زیباست، اما زیباییش به پای زیبایی وطن من نمیرسه. اینجا جایی است برای زندگی، اما وطن نیست. هرچند که دل من اینجا آروم و شاد!

امروز که فکر میکنم میبینم که ارزشش رو داشت. من اهداف مهمی دارم. بخاطر این اهداف هم که شده دوام میارم و زندگی رو اونجور که دوست دارم میسازم. من اینجا غریبم، اما احساس غریبی نمیکنم. تنها چیزی که اینجا گاهی اذیت میکنه، دلتنگی، دلتنگی برای خانواده، دلتنگی برای وطنم، دلتنگی برای دوستان خوبم! یکی از مزایای اینجا راحت و ساده بودن خیلی از کارهاست، یکیش تحصیل کردن.

مهاجرت زیباست، مثل باقی اتفاقات زندگی، سرشار از فراز و نشیب، سرشاد از خستگی و امید. برای من یکی از بهترین اتفاقات زندگیم بود. گاهی فکر میکنم شاید بهتر بود آقای پدر کمی بیشتر روی تصمیمش پافشاری میکرد و این اتفاق زودتر میوفتاد و گاهی حس میکنم شاید من تا زمانیکه خودم تصمیم نگرفتم آمادگی چنین تحولی رو نداشتم.

بهر حال این هم بخشی از زندگی من و مثل باقی چیزها زیبا و لذتبخش. نمیدونم چه چیزی در آینده در انتظارم، مهم هم نیست. چون باور دارم که ادمی زاده میشه تا زندگی کنه و شاد زندگی کنه. این قانون شامل حال من هم هست. بگذریم.

هفته خوب و خوشی براتون اروز میکنم.

/ 8 نظر / 14 بازدید
مهدیس

ولی طناز عزیز این که آدم برای رسیدن به آرزوهاش از دلبستگی ها و آرامش و آسایش خودش بگذره خیلی اراده و شجاعت و شهامت می خواد. تو هم شیرزنی[لبخند]

علی

ترک وطن کردن خیلی سخته مثله اینکه که تموم خونوادتو از دست داده باشی یک افغانی هیچوقت یک شهروند ایرانی به حساب نمی یاد همونطور که یک ایرانی هیچوقت شهروند یک کشور دیگه به حساب نمیاد مثله دندون عاریه ایه

MerCeDeh

[لبخند][قلب][گل][دست]

عادل

مهاجرت هم جنبه های مختلف دارد؛ به دست آورده ها و از دست داده ها؛ .... برای آرامش بیشتر و انس بهتر با محیط جدید بهتر است به دستآوردها توجه کنیم؛ شاید زمانیکه مخالف پدرتان بودید دوست نداشتید از دست بدهید و حالا .... موفق باشید ...

عباس

سلام خوب نویشته و ساده درک غربت برای خیلی کسان نا اشنا است از دست دادن دوستان و اشنایان شبها تنهای را بسر کردن خفتن در تنهایهای که هیچ قادر به برداشتنش نیست ولی با این همه خوبیهای هم دارد دوستدارم باهم تبدل لینک داشته باشم من هم یکجای برای خاطراتم جور کردم اگر خواستی مرا لینک کن و خبرم کن تا شمارا هم در فهرست دوستانم اضافه کنم بای[اضطراب]

رضا

من فکر میکنم مهاجرت و تجربش خیلی خوبه بشرطی که به موقع باشه. من و شما یکم دیر دست بکار شدیم واسه همینه که دایم فکرمون مشغول که آیا کار درستی کردم یا نه ؟ بمونم یا برم؟ کار هم که پیدا کنی مشکلاتت هم که صفر بشه کلی دوست و آشنا هم که دورو برت باشن بازم اگه دیر اومده باشی و جلوتر برم اگه ازدواج هم نکرده باشی فکرت دایم مشغول درستی کارت هست که حالا که اومدم کارم درست بود یا نه. پشیمون نیستم که اومدم ولی همیشه میگم کاش 5 سال رودتر این اتفاق میافتاد یا 5 سال دیرتر . آخر خطش اینه که اگه به تموم اهدافت هم برسی و درس بخونی فوق دکترا هم بگیری ولی خونواده تشکیل نداده باشی به اون آرامشی که باید نرسیدی . این مشکل خیلیهاست که من اینجا دیدم

hassan

سلام می خواستم براتون چند فایل بفرستم لطفا اگه ایمی یا جی میلی دارید برام ارسال بفرمایید ممنونم

امیر

سلام. وبلاگ جالبی دارین. بهتون تبریک میگم. خوشحال میشم به منم سر بزنین اگه دوست داشتین تبادل لینک کنیم منو با اسم "عصر مطلب" لینک کنین و توی نظرات وبلاگم بهم بگین که لینکت کردم با تشکر از شما