عمیقترین دردها!

تو زندگی یک قانون ساده وجود داره، بدترین و عمیق ترین زخمها، موقعی اتفاق می افتند که توقعش رو نداریم. نه از نظر زمانی و نه از نظر فردی که بهمون زخم میزنه. بدترین دلشکستگیها از طرف عزیزترین هامون اتفاقی می افته. چون نه انتظارش رو داریم هم احساس قویتری نسبت به عزیزترین هامون داریم.

شاید قبولش برامون سخت باشه اما بالاترین دلخوریها تو خانواده درجه یک پیش میاد. دلیلش هم ساده است، ما در برابر پدر، مادر، خواهر و برادرمون دیوار دفاعی نداریم و این باعث میشه که راحتتر و عمیقتر زخمی شیم و دلمون بشکنه. شاید اگه همون حرکت یا حرف از جانب یک غریبه یا یک دوست ساده باشه، خیلی ساده تر ازش میگذریم. چون دردش کمترِ، چون ما غریبه ها رو ساده تر میبخشیم.

یکی دیگه از چیزهایی که اینجا به بچه ها یاد میدن، این که تا وقتی خودت خوشحال نباشی نمیتونی دیگران رو خوشحال کنی و این که همیشه نمیشه همه رو راضی نگه داشت. اینا مفاهیمی که خیلی وقتها تو فرهنگ ما، به اشتباه بهش میگیم خودخواهی! به ما یاد دادن آخرین نفر تو زندگی تویی، اول دیگران بعد خودت. اول غریبه تر ها، بعد دوستها، بعد خانواده، بعد خودت. برای غریبه تر ها احترام بیشتری قائلیم، اما با نزدیکانمون به سادگی تلخی میکنیم و دلشون رو میشکونیم. اسمش رو هم میزاریم صمیمیت و راحت بودن. برای رفتارهای غلطمون به سادگی توجیه میسازیم!

کاش یاد بگیریم، دوستها رو میشه جایگزین کرد، اما خانواده رو نه! کاش یاد بگیریم بیشتر با خودمون و عزیزامون مهربون باشیم. بیشتر به خودمون و عزیزامون احترام بگذاریم. قلبی که شکست رو نمیشه با چسب زخم التیام داد!

کاش یاد بگیریم قبل از بخشیدن دیگران اول دردمون رو تسکین کنیم و خودمون رو ببخشیم.

درمان درد و بخشیدن خود، اصلا کار ساده ای نیست، به قول قدیمی ها "گاو نر میخواهد و مرد کهن!"

/ 0 نظر / 90 بازدید