تضاد احساسی!

سلام

من خوبم. دلم برای خیلی چیزا، خیلی ها و خیلی جاها تنگ شده. اینجا زندگی آروم و زیباست. خبر خاصی هم نیست. تنها نگرانی ها هم مال ایران! نگرانی برای کشورم، برای خانواده ام، برای دوستانم و ...!

این روزها حس و حال نوشتن ندارم، نه اینکه موضوع برای نوشتن نباشه، که هستف زیاد هم هست! اما حس نوشتن نیست. نمی تونم بنویسم از حس آرامش اینجا و این زندگی جدید، وقتی هر روز خبری ناگوارتر از کشورم میرسه!

این روزها تمام صحبتها درباره ایران، مهم نیست طرف ایرانی باشه یا نه، فقط کافیه بفهمه تو ایرانی هستی. همه نگران هستند، با نگرانی و دلسوزی نگات میکنن و تو حرفی برای گفتن نداری!

بماند. این نیز بگذرد. دلم میخواد اوضاع کشورم آروم شه، اما از طرفی هم دلم برای اون جوانهایی که کشته شدند، شکنجه میشن و ... میسوزه، دلم نمیخواد تلاششون بی نتیجه باشه. اما ...! به این میگن دوگانگی!

هفته خوشی رو براتون آرزو میکنم، هر چند که این روزها خوشی بر ما حرام است!

/ 6 نظر / 15 بازدید
عسل

عزیزم تو دلت برای جوان هایی که کشته و شکنجه میشوند نسوزد بلکه باید تحسینشان کرد کسانی را که چنین بی باکانه برای آینده خود و کشورشان می جنگند بهتر است دلسوز ی را برای کسانی بکنید که در این ماجراها فقط تماشاگر بودند و بس.

عادل

و این تازه آغاز داستان است؛(برگرفته از اولین بیانیه مهدی کروبی) و آیا تمام مسببین این کشتار و خشونت تحمل و طاقت شنیدن و دیدن داستان را تا انتها دارند؟!

فرزاد

-) هان قاصدک باز چه خبر آوردی؟ از کجا، از که خبر آوردی؟ -) جزای آنکه نگفتی شکر روز وصال شب فراق نخفتی لاجرم ز خیال مرد مختصر.

ح.برومند

سلام دوست من طناز عزیز[گل] وب قشنگ وجالبی داری امیدوارم همیشه سرحال و سر زنده باشی در صورت تمایل به لینک خبرم کنید [شوخی]

تخته خاکستری

تبریک دیرهنگام ما را پذیرا باشید. هم بابت رسیدن به آن چه می خواستید و هم بابت خوب بودن تان در سرزمین گوسپندهای سپیدی که از روی جوی می پریدند تا ما به خواب برویم!

خاله ریزه

این روزها فقط بغض می‌کنم....یک بغض لعنتی!