روزانه ها!!!!

سلام

خوبین؟ خوشین؟ زندگی به کام؟ منم خوبم، زندگی هم در جریان، اتفاق خاصی نمیوفته، از هیجان خبری نیست، اما جالب اینجاست که با تمام این یکسان بودن روزها، باز هم از روزمرگی خبری نیست.

چند وقتی حس نوشتن ندارم، یعنی مینویسم، اما روی کاغذ، حسش خیلی بهتر!!! نوشتن روی کاغذ نیازی به نقاب نداره!

بالاخره تعطیلات کریسمس و ژانویه هم گذشت. مثل سال گذشته، با این تفاوت که امسال خیلی آرومتر بود.

نمیدونم از کجا بگم، چی بنویسم، از کجا شروع کنم. نوشتن اینجا برام کمی سخت شده، شاید چون اینجا من رو یاد خاطرات و دوستان زیادی میندازه، بیشتر ترجیح میدم بخونم، تمام وبلاگ هایی که دوستشون داشتم، بسته شدن یا دیگه نمینویسن یا حتی بدتر از اون حذف شدن.

حس نوشتن اینجا رو ندارم، چون یادم میاره، نوشتن به زبان مادری یعنی عدم آزادی بیان، یعنی نقاب، یعنی دور بودن از خودت. و اینها تمام اون چیزهایی که من رو از جامعه ایرانی اینجا دور میکنه، قضاوت ها، دخالتها و ...!!!! جالب، من با هیچکدوم از دوستان غیر ایرانی و البته معدود دوستان ایرانی چنین مشکلی ندارم، اما به محض اینکه از این دایره خارج میشم، این مشکلات شروع میشه.

دارم کتاب دنیای سوفی رو می خونم، فوق العاده است. تازه فهمیدم چقدر به فلسفه علاقه دارم. انگار دارم دنیای جدیدی رو کشف میکنم.

دیگه اینکه فعلا که خبر خاصی نیست. همین!!!

آخر هفته خوشی رو براتون آرزو میکنم.

/ 6 نظر / 34 بازدید
هاچیپو

سلام قبلا این وبلاگ رو می خوندم و دوست داشتم الان بعد از مدتها سر زدم و هنوز هم دوستش دارم موفق باشید

شیوا

سلام. منم خارج از ایرانم و دقیقا همین احساسو دارم. اصلا با ایرانیها بهم خوش نمی گذره چون یا می پرسند یا قضاوت می کنن!

محمود

با سلام اولاَ خش به حالت که رفتی . دوماَ منم راهنمای کن چطوری خارج شم بهم سر بزن pm بذار [گل]

پسر شاد

من ایرونم ولی امروز دلم گرفته بدجوری هوا ابرین و باد سردی با شدت زیاد میاد......... دوست داشتم الان رو دریا بودم تو موجای دریا یا لب ساحل ....... واسو جالب بود همیشه بهتون سر میزینم چه کنم من با این دل گرفتم چه کنم با این هوای ابریم

رهگذر

سلام منم خارج رفتم بدون پاسپورت و ویزا سال 65 فاو عراق خوش گذشت[نیشخند]