تهران - محل کار من!

سلام

اینجا تهرانه - بانک ... - ستاد مرکزی - بخش ...! از صبح تا حالا تلفنها یک ریز زنگ زدن! حدود یک ماهه که وضع همینجوریه! خوب داریم سیستم رو عوض می کنیم همینه دیگه! فقط تجب می کنم که چرا بعضیها نمی فهمن؟صدای زنگ تلفن رو اعصاب ماهایی که خیلی با تلفن کار نداریم! تمرکز رو ازمون می گیره! کار کردن رو سخت کرده!

اینجا تهرانه - بانک ... - ستاد مرکزی - بخش ...! تلفنها بی وقفه زنگ می زنن! اما از اون بدتر فریاد و داد و هوار کسانی که به این تلفنها پاسخ میدن! نمی دونم چرا بعضیها درک نمی کنن! خوب داریم سیستم عوض می کنیم! یه سیستم جدید با کارایی و به الطبع اون مشکلات بیشتر! بچه های شعبه گناهی ندارن؛ سیستم رو نمی شناسن آخه کی می تونه تنها با دو هفته آموزش یک سیستم پیچیده و خوب مدرن و بسیار متفاوت با سیستم قبلی رو یاد بگیره! گناهی ندارن که! داد و فریاد نداره! نمی فهمم بچه های اینجا چرا اینقدر بد صحبت می کنن!

اینجا تهرانه - بانک ... - ستاد مرکزی - بخش ...! همه خسته اند! حق دارن یک ماهه که زودتر از ۱۲ شب نرفتن خوونه! صبح هم از ساعت ۸ صبح سر کارن! خوب داریم سیستم عوض می کنیم! همینه دیگه! باید کمی صبور بود! با عصبانیت و بدخلقی و داد و فریاد چیزی حل نمی شه!

اینجا تهرانه - بانک ... - ستاد مرکزی - بخش ...! داره فریاد می زنه! باهام بد صحبت می کنه! با لبخند نگاهش می کنم و می گم : خیلی خوب کمی آرومتر! صداش رو بالاتر می بره : شما اصلاْ می دونی کار ما چیه؟ می دونی کار با شعب یعنی چی؟ اصلاْ! نمی تونه ادامه بده؛ بجای پاسخ با اخم ازش رو یر می گردونم! نگاه کن تو رو خدا چوچه بی تچربه چند وقت استخدامی به من می گه می دونی کار با شعب یعنی چی! دلم می خواست فریاد می کشیدم! اما فقط سکوت کردم! جواب ابلهان خاموشیس! تازه کار تجربه اولشه! توقعی نیست! یک ساعت بعد بر می گرده! معذرت می خوام؛ نمی دونستم که شما سابقاْ راهبر سیستمهای قبلی بودین و تمام کارتون با شعبه! نمی دونستم که سیستم راه انداختین و ! نمی تونه ادامه بده! بعد از رفتن من قدیمی ترا بهش می گن که من کارم چی بوده! که سیستم راه انداختم که شبها تا دیر وقت بودم! که با شعب سر کله زدم اما نه با داد! بهش می گن که از بچه های شعبه درباره من بپرسه! نمی تونه ادامه بده! با اخم نگاهش می کنم : ای کاش اینقدر زود قضاوت نکنی! ای کاش صبور بودن رو یاد بگیری! دل آدما چیزی نیست که وقتی شکست بتونی با چسب رازی بچسبونیش! نمی خواستم جواب بدم اما نتونستم! برام لب ورچید و با چینی به پیشونی دور شد!

اینجا تهرانه - بانک ... - شعبه ... - ساعت ۹ شب! کار من نیست اما وقتی بچه های شعبه دبدنم و ازم خواستن نتونستم بگم نه! رفتم تو شعبه و سیستم رو درست کردم! سخت افزار نمی دونم ولی خوب با تلفن و کمی کمک که البته بی نتیجه بود و در نهایت کمی دستکاری و ابتکار! سیستم درست شد! رفته بودم بابا رو ببینم اما سر از شعبه درآوردم! همینه دیگه!

اینجا تهرانه.... نشستم و فکر می کنم منم این دوران رو داشتم! منم تا دیر وقت شعبه بودم! منم ماموریت شهرستان داشتم! تا دیر وقت موندم! بالا سر پیمانکار واستادم و باهاش جر و بحث کردم! حتی فریاد کشیدم؛ گریه کردم! اما سعی کردم خستگی و ناراحتیم رو سر همکارام سر بچه های شعبه خالی نکنم! یاد ماموریت هام افتادم حتی بدترینش ( عسلویه) هم به نوعی خوب بود! هنوز بچه های شعب تماس می گیرن؛ ابراز دلتنگی می کنن باهم گپ می زنیم و آخرش : خانم ... نمی شه خودت دوباره بشی راهبر سیستم این جدیدا! نمی زارم ادامه بدن: بچه ها خسته ان کار زیاده تعدادشون کمه ( مگه من چند نفر بودم؟ اینا حالا برای خودشون یه تیمن!) پیش میاد دیگه ( چرا سر من و قبلیهای من پیش نمیومد؟!!! نمی دونم) می خندن و می گن : از دست شما(‌صمیمی تر ها : تو) هی ازشون طرفداری کن! بحث عوض می شه و خستگی هر دو طرف درمیاد!

اینجا .... چه فرقی می کنه اینجا کجاست! مهم اینه که تلفن یک ریز داره زنگ می زنه و رو اعصابه! وای اینبار تلفن خودمه که داره زنگ می زنه! الآن داد همه در میاد! هرچند  که زنگش خیلی کمه!

/ 28 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طناز

سلام ممنون از حضورت خوش به حالت که می تونی فراموش کنی و ....... عادت خيلی خوبيه بازم سر بزن عزيزم موفق باشی

سامه

راستی من مواظبم قول ميدم تو هم برام دعا کن

سامه

آخی چه جالب کار بانکم واقعاْ طاقت فرسا و خسته کنندسا مثل همه کارهای ديگه مثل همه آدمای ديگه آدمای تو بانک هم عصبانی ميشن ولی خوش به حالت که ميتونی داد نزنی من اگه جات بودم بدتر از زنگ تلفن ها ميرفتم رو اعصاب همه

روشنک

سلام عزيزم.ببخشيد من دير ديدم کامنتتو.منم خيلی خوشحال ميشم.فقط روز ۵ شنبه همايش وبلاگهای ورزشی هست.اما جمعه ميتونم بيام.اکه برنامه ای نداشته باشی.يا شنبه يا يکشنبه....تلفتنمو برات ايميل ميکنم.باهام تماس بگير

tanha yek doost bekhanash

nemdionam ye hesse badi daram mikhoonam chi minvisi nemdioonam to harfat chie shayad byad beam to harfatoon vli khob man koochikam. shayadam bozorgam vali doostdram hae ba khodam bashan hampaye khodam bshan harfat ye hesse gharibi dare... nemdiooonam shayad bayad dobare bekhonam shayada msohkel az man boood chon kdo tasviri sdri asab ndaram yeki dige send konam haminjooi edame midam sghayad khoondi shayadam na bba bikhiaaal vali khob zahmat ziad keshidi vasash peivandetammaloom ke khanande ziad dari aslan ye kari kon vaghti khondi peighamamo bad hazvesh kon faghat ye dor bekhon yejooraE door az zamine khaki minvisi bazam nemidoonam faghat kahsi behem khabar bedi nago ke to ke hichi nemdooni chera miai nazar mdi:D tanha yek doo

امير

سلام خوشحالم بعد از اين مدت يه همکار پيدا کردم به نظرم يه بار ديگه وبت رو ديدم از بانک نوشته بودی فکر کردم اون روز که از اتفاق نوشتی اونجا مشری بودی ولی امشب دونستم نه بانکی هستی پس خوشبختم تونستی يه سری به من بزن منتظرم

tanha yek doost bekhanash

salam mamnon ke sar zadfido nazardadid darbareye nahvye type kaerdan akeh man kheili moddate ke fing type mkonam khob shayad sakhte avsam matni ke ti shayad ye mino bekham farsi 5_6 min toolesh bedam vse hminam migam hoselenadaram farsi benvisam jeddan mohem nahveye khondaneshe ho hesie ke mide na inke chejoori nevesht she cali khob kheilia behem goftan farsi benvis shayadam harfeshono goosh kardam bazamamamnoonam ke nzar dadid age ap kardid behem khabar bedid ke htman biam ye sari bezanam

امير

سلام سپاس که سر زدی راستی بعد از اين همه مدت يه دوست همکار پيدا کردم من لينکت ميکنم چون ميخوام بيشتر باهات حرف بزنم منتظرتم