بدون موضوع!

سلام

خوب راستش از دیروز تا حالا اتفاقاتی افتاده که منو حسابی گیج کرده! خوشحالم اما در عین حال کمی مضطرب! گاهی به راهی که دارم میرم شک می کنم!

می دونین احساس می کنم ترسو شدم؛ حس می کنم دیگه خودم نیستم؛ اون آدم اهل ریسک نمی دونم دلیلش سنه یا کار اداری و از این جور حرفا! دلیلش هرچی هست ازش خوشم نمیاد!

وقتی با رابی هود در اینباره بحث می کردیم؛ بهم خندید و گفت داری عاقل می شی! بهش گفتم خوب شد معنی عقل رو هم فهمیدیم؛ نمی دونستم معنی دیگه عقل همون ترسه! وقتی بهش گفتم یکی رو دوست دارم؛ اما نمی دونم بهش بگم یانه؟ آخه می دونی عقلم می گه بهش بگو؛ مرگ یکبار شیونم یکبار؛ تکلیفت معلوم می شه؛ اما دلم میگه راضی باش به اونی که داری؛ ممکنه بهش بگی و همین رو هم از دست بدی!!! بهم لبخند زد که: دلت شجاع شده!!! و من باز با تعجب نگاهش کردم و با خودم فکر کردم چقدر دنیای ما از هم دوره! چقدر طرز تفکرمون متفاوته! چقدر لغتنامه هامون با هم فرق دارن! اونوقت بود که فهمیدم دنیای یک روباه با دنیای یک خرگوش فاصله اش به اندازه کهکشانه! اینجا بود که دلم خواست فقط خرگوش کوچولوش بمونم!

دلم هوای دوست داشتن داره؛ می بینم و حس می کنم که داره دل میبازه! می بینم که شاده! مثل کودک زیبای درونم!

امروز صبح اونقدر زیبا بود که تنها چیزی که نمی خواستم رفتن سرکار بود! دلم می خواست یک لباس گرم می پوشیدم (فکر کنم کمی سرما خوردم!!!) و می رفتم قدم می زدم؛ تا ته دنیا؛ شاید تنها؛ شاید هم با همراه! نمی دونم! نمی دونم! اما خوب اومدم سرکار! حالا هم تو فکر رفتنم! می خوام برم خوونه!

تو این چند وقت رفتم سراغ آهنگهای قدیمی؛ ایرانی و خارجی؛ فرقی نمی کنه! خیلی لذت بخشه!

اگه دلتون یک فیلم نیمه کمدی نیمه رمانتیک احمقانه هوس کرد؛ Laws of attraction هوستون رو از بین می بره! ببینینش به یک بار دیدنش می ارزه بخصوص اگه از طرفداران جولیان مور یا پیرس برزنان باشید!

اگه هم یک فیلم قدیمی هوس کردین، فیلم Love in the Afternoon فیلم خیلی خوبیه! بازی زیبای آدری هیپورن مثل همیشه دل آدم رو چنگ میزنه!

خوب من دیگه برم! امیدوارم آخر هفته آرومی پیش رو داشته باشیم!

  
نویسنده : طناز ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٢