یک روز دیگه!

سلام

نمی فهمم یعنی چی!!! من صبح یک دنیا نوشتم و پستش کردم اما حالا می بینم که غیبش زده! خیلی مسخره اس ها! اصلاْ خوشم نیومد.

هنوز کتاب کلیدر تموم نشده. می خوام تمومش کنم برای همین هم کتاب دیگه رو شروع نکردم!

فیلم The Prince & Me رو دیدم. اگه می خواین کمی از دنیای واقعی دور شین کافیه این فیلم رو ببینین! یک نسخه دیگه از سیندرلا!

فیلم خانه روی دریاچه (Lake House) رو دیدم. اگه بیخیال منطق فیلم که همون زمان است بشین فیلم بدی نیست. من خوشم اومد چون بازیگراش رو دوست دارم. ساندرا بولاک رو خوب خیلی دوستش دارم، کیا نوریوز هم که خوب نمونه یک مرد شل و ول! نمی فهمم چرا از این ابله خوشم میاد ولی خوب خوشم میاد دیگه! اما مهمترینشون سرکار خانم شهره آغداشلو، البته باید بگم که این فیلم اصلاً به پای خانه از مه و شن نمی رسه ولی خوب من خوشم اومد. احساس خوبی داشت دیدن این هنرپیشه ایرانی در کنار بازیگران به نام هالیوود. یک چیز دیگه اینکه من یک فیلم قدیمی هم از خانم آغداشلو دیدم «آدری رز»! البته یک نقش کوتاه! ولی خوب!

دیگه اینکه کار مثل همیشه است و خبر خاصی هم نیست!

دیگه اینکه من احساس زندگی می کنم! دارم از زندگی لذت می برم!

یه اتفاق با مزه! دیروز دانیال این پسر چینی که با ما کار می کنه ازم خواست که براش شماره هواپیمایی امارات رو پیدا کنم تا بتونه تاریخ پروازش رو تغییر بده! وقتی در عرض 5 دقیقه پروازش تغییر کرد و بهش گفتم. فراموش کرد که اینجا ایرانه و ...! یکهو دیدم دستاش رو باز کرده و داره میاد طرفم! شاهین هم با چشمای گشاد داشت نگامون میکرد! فاصله چندانی نداشتیم همه چیز تو کمتر از 1 دقیقه اتفاق افتاد. فقط خودم رو کشیدم عقب، تازه دو زاریش افتاد و با دستهای باز یکهو دستای منو گرفت و تکرن داد و گفت ممنون! من و شاهین و چندتا دیگه از بچه ها دیگه مرده بودیم از خنده! بهش خندیدم :

Hey Danial you cannot kiss me or even hug me here, forget it!!!!

خلاصه که حسابی خندیدیم. خندید که:

but may I invite you for dinner or coffee or any thing that you want?

بهش گفتم درباره اش فکر می کنم! شاهین هم گفت من اجازه نمی دم باهات تنها بیاد. دانیال هم خیلی رک بهش گفت موردی نداره تو هم بیا ولی مهمون خودت!

قیافه شاهین دیدنی بود. می دونین از این خارجی ها خوشم میاد هیچ رقمه باهات تعارف ندارن خیلی رک حرفشون رو بهت می گن! اهل تعارف تیکه پاره کردن هم نیستن. راستی الآن چند روزه که اسم من تغییر کرده اسم من شده Angle، وقتی به لسلی گفتم چرا اسمم رو صدا نمی کنین بهم گفت آخه تو یه فرشته ای! با تعجب نگاهش کردم. داشتم با خودم فکر می کردم اینجا برای هموطنمون هزار و یک کار می کنیم طرف حتی تشکر نمی کنه و فکر می کنه که وظیفه اته! اما کافیه برای اینا زنگ بزنی یک آژانس بگیری اونقدر ازت تشکر می کنن که هیچی نمی تونی بگی!

خلاصه اینکه همین! اما خواهشن شما ها همون اسم خودم رو بگین بیشتر دوسش دارم!

دیگه اینکه خوش باشین.

  
نویسنده : طناز ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٧