حال و هوای عجیب و غریب من!

سلام
سلام به همه دوستانی که اینقدر لطف دارن و به من سر می زنن. به اونایی که وقتی یک مدت کم پیدا می شم دلشون تنگ می شه و بازم لطف می کنن و سراغ می گیرن.
اول از همه می خوام از همه عذر خواهی کنم، چون تا انتهای هفته فکر نمی کنم فرصت نوشتن پیدا کنم. شنبه که میاد امتحان زبان دارم و این هفته فقط قراره درس بخوونم! پس در کمال شرمندگی قراره کم پیدا بشم. شاید حتی فرصت نشه به خیلیها سر بزنم. پس پیشاپیش شرمنده همگی!
دیگه اینکه تو این هوا من تکلیفم با خودم معلوم نیست. گاهی حالم خوبه و گاهی بد. گاهی زیر بارون در اوج لذت و گاهی عجیب دچار افسردگی مزمن. نمی دونم شاید اینم خصلت ماه منه! خانوم مادر همیشه میگه حالت مثله هوای ماه تولدته! یک دفعه رگبار می گیره و یکباره آفتابی می شه! نمی دونم شاید!!!
خوب دیگه باید برم. هنوز نرفته دلم برای همه تنگ شده، بخصوص روشنک خانومی و سامه خانوم گل. برای دعا کنین که بتونم بهترین تصمیم رو بگیرم.
خوب وخوش باشین. به اندازه یه دنیا.

  
نویسنده : طناز ; ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٩