خسته اما خوشحال

سلام

خوب من امروز خسته ام یه دنیا! یعنی چند روزه که خسته ام! خوب باشه چند وقته! اما به روی خودم نمیارم! الان هم دوست ندارم زیاد درباره اش حرف بزنم!

من خسته ام از کار! خسته ام از ترافیک! خسته ام از گرما! خسته ام از هوای آلوده! خسته ام از احساس مسئولیتی که نمی ذاره کار رو ول کنم و بیخیال شم! خسته ام از تهران موندن! خسته ام از تنهایی خودم؛ حتی وقتی با خوونواده ام هستم! خسته ام از تمام دلنگرانیهام! خسته ام از کابوسها و بیخوابیهای شبانه! خسته از کمبود وقتم برای درس خووندن! خسته از خستگیهای شبانه ام!خسته از آغوشی که نیست! خسته از بوسه گرفته! حتی خسته از قید و بندهایی که برای خودم ساختم! خسته از حصاری که دور خودم کشیدم! من خسته ام اما خوشحالم! اما دارم دووم میارم! من خوشحالم و خوشحال می مونم حتی اگه نتونم از زور خستگی کتاب کمدی الهی رو تموم کنم! خوشحالم حتی اگه نتونم فیلمهای مورد علاقه ام رو ببینم! خوشحالم علیرغم تمام کارهای نکرده و حرفهای نگفته! خوشحال از اینکه می تونم سرم رو روی زانوی مادربزرگم بزارم! خوشحال از اینکه می تونم به شاهین که چنتا میز جلو نشسته نگاه کنم و از دست دیوونگیهاش لبخند بزنم! خوشحال از سلامتی خانواده ام!

من خوشحالم و خوشحال می مونم چون عقیده دارم انتخاب با خودته! می تونی وقتی کار زیاده وقتی دنیا به کامت نیست وقتی ... اخم کنی؛ فریاد بزنی؛ حرص بخوری؛ اعصاب خودت و دیگران رو خورد کنی و یا اینکه تو این شرایط بازهم لبخند بزنی! من راه دوم رو انتخاب کردم! خسته ام هم روحی هم ذهنی هم جسمی! اما نمی ذارم خستگی منو از پا دربیاره! آخه می خوام روشو کم کنم!

خیلی احمقانه نوشتم می دونم فقط خواستم ذهنم رو آزاد کنم همین! می گین اینا فقط شعاره باشه مهم نیست! حرف مفته مهم نیست! من اهل اینجور زندگی کردن نیستم بازم مهم نیست! چرند می گم اصلاْ اهمیت نداره! هر کی هر چی می خواد بگه! مهم اینکه من غرغرم روکردم! حرفامو زدم! حالا می تونم دوباره کارام رو شروع کنم! حالا حالم کمی بهتره!

راستی یه سوال تا حالا شده بدونین که یه رابطه راه به جایی نداره اما شروعش کنین! کسی رو خیلی دوست نداشته باشین بدونین اونم شما رو اونجوری دوست نداره اما به پیشنهاد دوستیش فکر کنین؟ تا حالا شده! من دارم بهش فکر می کنم! چرا نمی دونم! شاید به هزار و یک دلیل! شاید هم کاملاْ بدون دلیل!

دیگه اینکه همین!

  
نویسنده : طناز ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٤