قضاوت خود

سلام

خوب راستش فعلاْ خبر خاصی غیر از کار نیست!!! همین.

چند وقته تو وبلاگهای مورد علاقه ام که سر می زنم می بینم خیلیها علاقه شدیدی به بحث آنتی فمنیست دارن!

من اصولاْ آدم افراطی نیستم نمی شه هم گفت که فمنیست ام! خوب نیستم! اما گاهی بعضی بحثها برام کمی سنگین تموم می شه!

من نمی گم جنس زن خیلی خاصه؛( هرچند که بنا به دلایلی هست حداقل مسئله مادر شدن و بارداری زن) من نمی گم زنها اشتباه نمی کنن چون انسان جایز الخطا است! ربطی هم به جنسیت نداره!

نمی گم خارق العاده ایم؛ چون انسان خارق العاده است و اینهم ربطی به جنسیت نداره!

فهم و شعور؛ خوب زندگی کردن؛ سالم زیستن؛ با احساس بودن و هزار و یک چیز دیگه ربطی به زن یا مرد بودن نداره!

می خوام بگم که یه طرفه به قاضی رفتن کار سختی نیست؛ خیلی راحته!!! به قول شازده کوچولو :

" شاه که دلش برای داشتن يک رعيت غنج می‌زد گفت:
-نرو! نرو! وزيرت می‌کنيم.
-وزيرِ چی؟
-وزيرِ دادگستری!
-آخر اين جا کسی نيست که محاکمه بشود.
پادشاه گفت: -معلوم نيست. ما که هنوز گشتی دور قلمرومان نزده‌ايم. خيلی پير شده‌ايم، برای کالسکه جا نداريم. پياده‌روی هم خسته‌مان می‌کند.
شهريار کوچولو که خم شده‌بود تا نگاهی هم به آن طرف اخترک بيندازد گفت: -بَه! من نگاه کرده‌ام، آن طرف هم ديارالبشری نيست.
پادشاه به‌اش جواب داد: -خب، پس خودت را محاکمه کن. اين کار مشکل‌تر هم هست. محاکمه کردن خود از محاکمه‌کردن ديگران خيلی مشکل تر است. اگر توانستی در مورد خودت قضاوت درستی بکنی معلوم می‌شود يک فرزانه‌ی تمام عياری.
شهريار کوچولو گفت: -من هر جا باشم می‌توانم خودم را محاکمه کنم، چه احتياجی است اين جا بمانم؟ پادشاه گفت: -هوم! هوم! فکر می‌کنيم يک جايی تو اخترک ما يک موش پير هست. صدايش را شب ها می‌شنويم. می‌توانی او را به محاکمه بکشی و گاه‌گاهی هم به اعدام محکومش کنی. در اين صورت زندگی او به عدالت تو بستگی پيدا می‌کند. گيرم تو هر دفعه عفوش می‌کنی تا هميشه زير چاق داشته باشيش. آخر يکی بيش‌تر نيست که.
شهريار کوچولو جواب داد: -من از حکم اعدام خوشم نمی‌آيد. فکر می‌کنم ديگر بايد بروم. "

درسته؟ اگه تونستیم حرف هردو طرف رو بشنویم و عادلانه قضاوت کنیم اونوقت دنیا گلستانه!

کارمون شده اینکه بشینیم و بگیم پسرا اینطوری؛ دخترا اونطوری!!! تا حالا شده پیش خودتون فکر کنین که تمام اعمال ما نتیجه معلولی است؟ تا حا لا شده فکر کنین که خیلی از رفتارهامون خیلی از عملکردهامون تنها یک عکس العمل است؟

آقایون محترم تا حالا شده از خودتون بپرسین چرا فلان دختر اینجوری رفتار می کنه؟ چرا یک زن که خمیره وجودش رو با محبت گرفتن پرادوی سفید رو به پراید سفید ترجیح می ده؟ تا حالا شده فکر کنین شاید دلیلش برخی رفتارهای همنوعاتونه!

خانمهای عزیز تا حالا شده از خودتون بپرسین چرا فلان پسر اینقدر دیدش نسبت به زن جماعت منفی؟ چرا زن براش فقط یه موجودی برای رفع حاجته؟ تا حالا شده فکر کنین که خوب تقصیر خودمونه؟

نمی خوام کسی رو متهم کنم فقط می خوام بگم دلیل رفتارهای اطرافیانمون رو باید تو خودمون جستجو کنیم!

قبول کنیم که زن و مرد از دو سیاره متفاوت هستن با دید و آرمانهای متفاوت از همه نظر متفاوت! خوب معلومه که نمی تونن درک کاملی از هم داشته باشن! اما این دلیل نمیشه که با هم نباشن! همین تفاوتهاست که یک دنیا هیجان رو بوجود میاره! هیجان شناختن ناشناخته ها!!! همینه که رابطه ها زیبا می کنه! فقط باید دیدمون رو عوض کنیم همین!

همه مردها مثل هم نیستن؛ زنها هم همینطور! پس چرا به خودمون اجازه می دیم گناه یکی رو به پای همه بنویسیم! شاید ایراد از ماست نه طرف مقابل!

قضاوت خود خیلی سخته خیلی هم شهامت می خواد! به نظر من جمع بستن آدمها و بیان گناه دیگران و مقصر شناختن بقیه و ... ساده ترین راهه! اما نکته اینجاست که : همیشه ساده ترین راه بهترین راه نیست!!! قضاوت ناعادلانه دیگران فقط از سر بزدلیه همین!

خوبه که ایرادات و محاسن خودمون رو بشناسیم سعی کنیم حسنها رو پررنگ و ایراداتمون رو کمرنگ کنیم! و بپذیریم که ذات آدمها رو نمی شه عوض کرد!

خوبه امروز اصلاً رو مود بحث نبودم ها!!!!

خودمم خسته شدم! شرمنده دیگه!!!

  
نویسنده : طناز ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢٤