اینجا زمین است، حوا بودن تاوان سنگینی دارد!

در سرزمین من، سهم زنها از رودخانه ها، تنها پل هایی است، که پشت سر ادمها خراب شده اند...

من میان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر برایشان حکم برائت از گناه را دارد.....!!!!

نمی دانم چرا شعار از لیاقتم، صداقتم، نجابتم و ... می دهی، تویی که میدانم اگر بدانی بکارتم به تاراج رفته، انگ هرزه بودن می زنی و می روی!

اما برگرد، پیدا خواهی کرد. این روزها صداقت و لیاقت و نجابتی که تو می خواهی زاید می دوزند!!!

امروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم، تا آبرو کند ... برای نامزدی دخترش! و در خود گریستم ... برای معصومیت دختری که بی خبر دلش را به دست مردی سپرده که دیشب، تن سردم را هوسبازانه به تاراج برد ... و بیشرمانه میخندید از این پیروزی .... !!!!

روی حرفم، دردم با شماست، اگر زنی را نمی خواهید دیگر یا برایش قصد تهیه زاپاس را دارید، به او مردانه بگو داستان از چه قرار است، آستانه ی درد او بلند است.

... یا می ماند

یا می رود!

هر دو درد دارد!

اینجا زمین است، حوا بودن تاوان سنگینی دارد!

  
نویسنده : طناز ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤