زندگی جدید، ماجراجویی های جدید

سلام

من خوبم، زندگی هم خوب، شکر. راستش دیشب کلی اینجا نوشتم و درد و دل کردم و جوک گفتم و این حرفا، اخرش هم ارسال نگردید، که نگردید که نگردید!!! نتیجه اینکه فکر کردم شاید دلیلی داشته و نباید پست میشده!!! از اون حرفا بودها، آخر خرافات و چرند گویی، الان خودم متوجه شدم. خداییش حوصله دوباره نویسی ندارم. اما یک بخشش رو مینویسم چون برام اهمیت داره. اما اخبار و در کل زندگی من:

١. نمیدونم گفته بودم یا نه، حدود ٢ ماهی بود که یک کار موقت گرفته بودم، توی یک رستوران یونانی، یک تجربه خوب با کلی لحظات شیرین. هنوز هم نمی فهمم چرا خداحافظی برام اینقدر سخت. شب آخر خیلی سخت بود.

٢. دوباره اثاث کشی کردم، اما شاید اینبار ریشه بگیرم. شهرم رو عوض کردم. از ملبورن اومدم به یک شهر کوچکتر در حوالی ملبورن، حدود ٢ ساعت رانندگی. دل کندن اینبار هم سخت بود. اما خب چاره ای نبود. شهر جدید من بندیگو (Bendigo) نام داره. این شهر بدلیل وجود طلا در زمینهاش، اولین شهر ساخته شده در ایالت ویکتوریا است.

٣. از روز دوشنبه، کار جدید رو شروع میکنم، خب یادم رفت بگم دلیل این جابه جایی پیدا کردن کار جدید بود. آرزویی که تحققش یکسال و نیم طول کشید. Test Analyst, Bendigo Bank. یعنی برابر با آخرین سمتم در بانک ک در ایران. حالا زندگی دره کم کم پایدار میشه. اون دونه کوچیک بالاخره جوونه زد.

۴. نمیدونم روی صحبتم با خانومهاست یا آقایون یا هر دو، میشه یکی به من توضیح بده، چطور میشه ادم از یکی خوشش بیاد، اما بخواد تغییرش بده؟؟؟ نمیدونم سوالم واضح بود؟ یعنی من واقعا نمیفهمم چطور ممکنه من ٩٠ درصد اخلاق و رفتار یکنفر رو دوست نداشته باشم و بخوام تغییرش بدم، اما از طرف خوشم بیاد!!!!

۵. این یکی روی صحبتم با آقایون محترم: میشه به من توضیح بدید (ذکر مثال الزامی است) معنی این سناریو چیه: ببین رفتار خیلی برخورنده است، برای همین هم اینبار اخر که منو می بینی (تا اینجا رو فهمیدم، مشکلی نیست) بعد از چند روز میس کال میزنه، وقتی براش پیغام میدم:" شرمنده سر کار بودم متوجه نشدم، اتفاقی افتاده؟ با من امری داشتید؟" جواب میفرسته:"شما؟" (اینجا دقیقا اونجایی که من نمی فهمم، آدم زنگ بزنه به یکی بعد در جواب اس ام اس طرف بزنه شما؟؟؟) این الآن یعنی چی؟؟؟

۶. اگر یکی یک روزی به شما بگه: ما از دو دنیای متفاوتیم، هیچ وجه تشابهی نداریم! این خیلی برخورنده و بی ادبانه است؟؟؟؟

همین دیگه، من میخوام برم کم کم بخوابم، چون فردا باید کل خونه جدیدم رو تمیز کنم!!!

پ.ن: بندهای ۴ تا ۶ چکیده ای از نوشته های پست نشده دیشب است!!!!

  
نویسنده : طناز ; ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٤