صرفا سلام

سرکار خانم "یک زن" بازگشت غیورانه شما را به شهر شهیدپرور (البته از نوع استرالیاییش، باورتون نمیشه یکسر برد مرکز شهر اونوقت باورتون میشه) ملبورن خوش آمد میگوییم!!! اینو همخونه ام میگفت، البته با کمی تغییر خنده نیست که ما ایرونیها خیلی پیاز داغ دوست داریم، منم کمی بیشترش کردم!!!

سلام

من خوبم، فقط خیلی گرفتارم، خیلی. از وقتی برگشتم هم دارم دنبال خونه میگردم، هم دنبال کار. حالا سر فرصت همه چی رو میگم!

از ایران بگم، خوب بود، نه عالی بود. دیدار خانواده اونم بعد از ١۴ ماه. خیلی مزه داد. قبل رفتنم، یکی از دوستام اینجا بهم گفت:"میری، اما مسائل اونجوری که تو انتظار داری نخواهند بود." درست میگفت. خیلی چیزا برخلاف انتظارات من بود. حالا اینکه انتظارات من چیا بودن بماند.

خلاصه که خوب بود. فقط زمانش خیلی خیلی کم بود. فرصت نشد خیلیها رو ببینم. یعنی راستش رو بخواین هیچکدوم از دوستام رو ندیدم. فقط خانواده، اونم نزدیکان.

دیگه اینکه فعلا همین.

  
نویسنده : طناز ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٧