روزهای آخر!

سلام

من حالم خوب، یعنی راستش یه جورایی خودم هم برام سخته که باور کنم خوبم. شاید توقع داشتم این روزها حالم اصلا خوب نباشه، نمیدونم چرا چنین تصوری داشتم!!!

کارهام تقریبا همه انجام شدند، دیروز هم باراهام رو فریت کردم. جالبش اینجاست که تقریبا هرچی لباس تابستونی داشتم رو فرستادم رفت!!! حالا موندم با یک مشت لباس زمستونی!

اوضاع خوبه، چیز زیادی نمونده، باورش برای خودم هم سخته، فقط ۴ روز! سعی میکنم امشب بنویسم. همونطور که قول داده بودم، از دوست داشته ها و ناداشته های اینجا، ایران، سرزمینی که من توش متولد شدم.

خب پس تا بعد!

  
نویسنده : طناز ; ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۳