پاییز دل انگیز.

سلام

آخر هفته چطور بود؟ آخر هفته من که خوب بود. کمی تا قسمتی آروم.

١. اگر دلتون هوای غذای لبنانی در یک رستوران سنتی ایرانی را داشت، حتماً یکسری به رستوران هرمز در خیابان خردند بزنید. هم محیط خوبی داره، هم غذاش خوب! ما که پنجشنبه شب خوب و زیبایی رو اونجا تجربه کردیم، البته این نکته رو در نظر داشته باشید که این رستوران بین المللی محسوب شده و در نتیجه توقع نداشته باشید که قیمت غذا و مخلفات پایین باشه. اما در کل که رستوران خوبی!

٢.فیلم زنها فرشته اند رو هم دیدم. نمیدونم چی باید در موردش بگم. تو این فیلم نه دنبال بازی فوق العاده باشید، نه موضوع سنگین و نه در کل دنبال یک اثر هنری بگردید. اما من خوشم اومد. گاهی فکر میکنم کاش گاهی ما زنها دست از این همه حماقت برداریم. تا بعد مجبور نشیم کاسه چه کنم دست بگیریم. یکی از دیالوگهای فیلم، که البته دیالوگ تکراری خیلی از فیلم های این چنینی است، علی رغم تکراری بودنش بازم به دلم نشست. قاضی دادگاه : « بهت نفقه نمیده؟ کتکت میزنه؟ معتاد؟ ...» - :«نه!» - :«پس مشکل کجاست؟» -:« رفته زن گرفته» -:«بهش اجازه داده بودی؟» ...!!! با اینکه این همه سال به این دیالوگ عادت کردم اما هربار ته دلم احساس درد غریبی میکنم. و چرایی بی جواب تمام وجودم رو میگیره! بگذریم.

٣.دلم برای این هوای لذتبخش پاییزی، همراه با چنین آفتاب زیبایی تنگ شده بود. دارم از لحظه به لحظه زندگیم لذت میبرم و هر روز بیشتر به این نتیجه میرسم که ساده ترین کار تو زندگی، لذت بردن از زندگی!

امیدوارم که هفته خوبی پیش رو داشته باشیم.

  
نویسنده : طناز ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۸