جریان زندگی!

سلام

١.من خوبم و زندگی هم مثل همیشه جریان داره. این روزها جریان زندگی نه خیلی تند و نه خیلی آروم، گاهی شدتی و گاهی آرامشی. که البته با درنظر گرفتن این نکته ساده که من یکنواختی رو دوست ندارم، این جریان، برای من جالب است.

٢.امروز یا شاید بهتر باشه بگم امشب، درست ٣٢ سال از یکی شدنتون میگذره، نمیدونم چطور گذشته؟ نمیدونم چقدر تند یا کند گذشته، اما این رو میدونم که اونقدر این یکی بودن براتون مهم بوده که از دستش ندادین. اونقدر دوست داشتنی و هدفمند بوده که علیرغم تمام فراز و نشیبها، علیرغم تمام شادی ها و غصه ها، علیرغم تمام کامیابیها و ناکامیها حاضر نشدین این پیوند رو پاره کنید. ممنون از اینکه نذاشتین زندگیم یکنواخت شه، و گاهی مزه این زندگی رو بی نمک و گاهی خوش نمکش کردید!!! خوب آخه غذا بی نمک مزه نداره! ممنونم از اینکه چنین خانواده خوبی رو تشکیل دادید و برای بهتر شدن لحظه به لحظه اون، تمام تلاشتون رو کردید. ممنون از ساختن چنین محیط آرام و دلنشینی برای خودتون و ما. یک دنیا تبریک از صمیم قلب، در سالگرد ازدواج بهترین خانوم مادر و آقای پدر دنیا. عاشقانه دوستتون دارم.

٣.اگر از زندگی خسته هستین، اگر دلتون کمی آرامش میخواد، اگر کلی انرژی تخلیه نشده دارید، اگر از تمام خستگیها و ناخوشیها بریدین، اگر حس میکنین لبخند از زندگیتون پر کشیده، حتماً یه سری به مجموعه تفریحی و ورزشی چمران (همون بولینگ خودمون) بزنید و یک بلیط ۶٠٠٠٠ریالی تئاتر «مهریه ماه منیر» رو بخرید و دو ساعتی رو با لبخند و حتی گاهی خنده باصدای بلند سپری کنید. دنبال اثر هنری و قوی و ... این حرفا نباشید. از موسیقی شاد و حرفای کمدی تئاتر لذت ببرید. گاهی لازم که بیخیال مسائل جدی و فرهنگی و هنری و ... شد. خانواده ما که شب خوشی رو تجربه کرد.

۴.کمی خسته ام، فیزیکی، خوشحالم که آخر هفته نزدیک است. دلم برای آرامش آخر هفته هام لک زده. بخصوص خواب صبح. این روزهای نیمه ابری، علیرغم تمام زیباییشون کمی دلگیر هستند. هر چند که من اصولا با دلگیری و دلتنگی و این حرفا خیلی میونه ای ندارم.

آخر هفته خوشی داشته باشید.

  
نویسنده : طناز ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۸