مزایای زندگی بدون ماشین!

سلام

من خوبم، زندگی هم ظاهرا خوب! بگذریم. راستش الآن چند وقتی میشه که ماشین ندارم، یعنی بنا به دلایلی کاملا شخصی ترجیح دادم که دیگه با ماشین جایی نرم، اوایل فقط تاکسی بود، اما حالا بیشتر اتوبوس! یاد دوران دانشجوییم می افتم. یاد اون روزهایی که خانوم مادر فراموش میکرد اول برج شده و ماهیانه من هم به دست فراموشی سپرده میشد و من میموندم و اندکی پس از انداز. منم که خوب کله شق، تحت هیچ شرایطی اعلام نمیکردم پول ندارم. اگه شده بود هر روز پیاده برم و بیام! یادش بخیر.

حالا این روزها هم اتوبوس سواری برای خودش لذتی داره! این توفیق اجباری باعث شده کمی بیشتر به دور و برم توجه کنم، فرصت بیشتری برای کتاب خوندن دارم و ....! تازه مزیت بعدیش هم پیاده روی است. خوشحالم که هوا داره خنک میشه اینجوری پیاده روی لذتبخش تر!

تو اتوبوس که میشینی، کلی صحنه های جالب و جذاب می بینی. آدمهای متفاوت و برخوردهای متفاوت با اتفاقات یکسان. درست مثل گذروندن یک دوره فشرده روانشناسی!

پیرزن، هنوز زیبا بود. می تونستی تصور کنی چقدر جوونیهاش زیبا بوده. اما امروز حتی قدرت دو تا پله بالا اومدن رو نداشت. ترجیح میداد روی پله واسته تا اینکه بیاد بالا و بشینه، می گفت بالا و پایین کردن پله براش از روی پا ایستادن سختتره، می گفت خیلی نمونده و دو تا ایستگاه دیگه پیاده میشه. زیبا بود، می تونستی تصور کنی جوونیهاش زیبا بوده، احتمالا اونقدر زیبا که هنوز علیرغم سن و سال و اون همه چین و چروک، می تونستی رد زیبایی رو در صورتش ببینی.

  
نویسنده : طناز ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٠