بدون هدف، بدون عنوان!

سلام

راستش بازم نمیدونم از کجا باید شروع کنم. هنوز کمی گیجم و کمی خسته و صد البته که بیخوابی هم میشه بهش اضافه کرد. بگذریم، خوب از کجا شروع کنیم؟ فیلم؟ کتاب؟ ...

خوب اول کتاب : دارم کتاب «اما» نوشته جین آستن رو میخونم. نمیدونم چرا اما از این نوشته های دخترانه خوشم میاد. حس خوبی بهم میده. کتاب دیگه ای که دستم «هفته ای یکبار آدمو نمیکشه» نوشته «جی.دی.سلینگر :J.D.Salinger» یکسری داستان کوتاه، شاید بشه گفت ادبیات مدرن. نمیدونم اما خیلی نتونستم باهاش رابطه برقرار کنم. راستش رو بگم هیچوقت نتونستم با داستان کوتاه ارتباط خوبی برقرار کنم. در کنار این دو تا کتاب، کتاب «11 دقیقه» پائلو کوئلو رو هم اضافه کنین! این کتاب به طرز غریبی داره با من بازی میکنه! اونقدر برام حرف برای گفتن داره که دلم نمیخواد بزارمش زمین! خوب اشتباه شد، کتاب در واقع یک کتاب الکترونیکی و به زبان انگلیسی، نتیجه اینکه نمیشه زمین گذاشتش!!!!! نمیدونم در موردش چی باید بگم، اما حس خوبی بهم میده، وقتی میخونمش هر لحظه بیشتر حس میکنم که باید شهامت به خرج بدم و بعضی چیزا رو تو زندگیم تغییر بدم. دلم کتاب میخواد از ویرجینیا ولف، نوشته هاشو خیلی دوست دارم. شاید چون خیلی زنانه مینویسه.

گفتم کتاب، یادم افتاد که دلم برای حسین دکتر خیلی تنگ شده! حسین دکتر یکی از برو بچه های سابق و قدیمی یکی از شهر کتابهای این کلان شهر. لقب دکتر رو همکاراش بهش دادن. خداییش هم خیلی برازنده اش بود. میشد به راحتی گفت که دکترای کتاب داره! معلوماتش در زمینه کتاب فوق العاده است. در ضمن نویسنده هم هست به این موضوعات عکاسی رو هم اضافه کنین. کافی بود ازش بخوای بهت کتاب معرفی کنه، تنها با پرسیدن چندتا سوال ساده، کتابی رو میداد دستت که از خوندنش واقعا لذت میبردی، کتابی که تو تیپ خوندن تو بود. حسین دکتر کسی بود که باعث شد من تا حدودی سبک کتاب خوندن و حتی راه زندگیم عوض شه. نمیدونم امروز کجاست، اما اینو میدونم شهر کتاب یکی از بهترین هاشو از دست داد. بر و بچه های فعلی اصلا چنین معلوماتی ندارن. حداقل اون چندتا شهر کتابی که من توشون می گردم.

اما فیلم : ps: I Love you .یک فیلم با موضوعی جذاب. در تمام مدت فکر میکردم واقعا تو دنیای امروز هم چنین مردهایی، خوب باشه قبول، چنین آدمهایی هنوز پیدا میشن! فیلم فقط موضوع جالبی داره، نمی تونم بگم بازی خیلی قوی و چه و چه داره، چون راستش من اصلا در چنین مقامی نیستم، من چه به نقد فیلم. اما میتونم بگم بعد از مدتها از موضوع یک فیلم خوشم اومد.

مورد آخر، دارم روی یک پروژه کار میکنم، در واقع دارم کمک میکنم، میدونم که برای خودم هم خیلی مهم، هم خیلی تو زندگیم تاثیر داره. ممنون میشم اگه شما هم کمکم کنین. دلم میخواد نظرتون رو درباره یک سوال بدونم، دختر و پسر و ... هم نداره! آزاد!!! سوال اینه :

خصوصیات یک خانم روشنفکر و با فرهنگ، از نظر برخورد، رفتار، پوشش و ... چیه؟

یک خانم روشنفکر و با فرهنگ، اوقات فراغتش رو چطور میگذرونه؟

دیگه اینکه فعلا همین. این یک پراکنده نویسی دیگه! دلم هوای نامه ها رو داره. شاید دوباره شروع کردم به نامه نگاری.شاید.

خوش باشین.

  
نویسنده : طناز ; ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٩