موزیک-پاییز-زندگی

هرگز هرگز هرگز بی تو نمی خندم
بی تو بر دل عشقی هرگز نمی بندم
خدا خدا خدایا اگر به کام من جهان نگردانی، جهان بسوزانم
اگر خدا خدایا مرا بگریانی ، من آسمانت را زغم بگریانم

سلام
این آهنگ یکی از اون آهنگهایی که من همیشه دوست داشتم. نمی دونم خواننده اصلیش کیه! فقط میدونم اولین بار توی یک فیلم قدیمی شنیدمش. نسخه جدیدش رو علی دانیال خونده، با یک کلیپ عجیب غمگین! بگذریم خیلی فرقی نمی کنه، مهم اینه که من این آهنگ رو دوست دارم! ( اعتماد به نفس رو داشتین دیگه! همینه!!!)
آخر هفته چطور بود؟ خوش گذشت؟ مال من خوب بود. راستش شب جمعه مهمون بودم، یک مهمونی خانوادگی، خوش گذشت البته بماند که یک سوژه خنده جالب داشتیم. سوژه خنده که نه، نمیدونم اسمش رو چی بزارم! یک دختر خانم، البته چه عرض کنم، نمیدونم ذاتش هم مثل ظاهرش بود یا صرفاً حس میکرد خودش رو مثل مدلها درست کرده! بماند! خلاصه که قیافه تمام خانومهای متاهل دیدنی بود، چه حرصی نخوردن! البته قابل توجه برخی آقایون کم ظرفیت، که بدجوری آب از لب و لوچه هاشون آویزون بود و برای رقصیدن با این سرکار خانم مسابقه گذاشته بودن! خلاصه که داستانی بود! حالا اینکه ایشون در یک جمع خانوادگی چه میکردن بماند! که اونم دست گل یکی از آقایون مجرد دعوت شده بود ها!!!!
چند وقتیه، حس بچگی دارم. کودک درونم داره بدفرم شیطنت می کنه! سن و سال منو فراموش کرده، منم که بی جنبه در برابر کودک و بچه، هرچی میگه نه نمیگم! خلاصه که داستان داریم! بخصوص هوسهای کودکانه اش! مثل این چند روز که همش شکلات میخواد! آی سخته مقابله باهاش آی سخته! اما چه کنم گاهی باید مقابله کرد وگرنه میشم یک توپ قلقلی!
یکی دیگه از اتفاقات این چند وقته گرایش ابلهانه من به موزیک رپ و هیپ هاپ! اونم از نوع بی سر و ته ایرانیش! نمی دونم تاحالا گوش دادین یا نه اونقدر گاهی چرند پرند می گن که خنده ات می گیره!
- خاطر خواهت Baby خاک زیر پاتم، همرنگ چشاته رنگ کرواتم! ( آهنگ کراوات )
- من قصه میگم برات، تو هم باید بخوابی،خوشگلی من قربونت برم الهی، من هستم تو کف بوسیدن لبات، شکلات میخوای؟ می خرم برات ( آهنگ نگی به کسی! )
- وای بی تو میمیرم و من بی تو میمیرم و از دوریت دیوونه میشم دختر ( آهنگ دختر! این یکی رو دوست دارم!!!)
دارین دیگه! اما جدای از شوخی اگر حس کردین که دنیا داره به آخر میرسه و چیزی برای خنده وجود نداره کمی از این آهنگها گوش کنین بعد می بینین سوژه برای خندیدن زیاده.
چند وقتیه بیخیال ماشین شدم و بدون ماشین میام سر کار! تازه به این نتیجه رسیدم عجب لذت و آرامشی رو از دست دادم این چند صباحی که با ماشین میومدم سرکار! گفتم که کودک درون شیطنتش زده بالا، نتیجه که به تاکسی رضایت نمیده، گاهی هوس اتوبوس سواری داره بدفرم! خیلی وقت بود سوار اتوبوس نشده بودم. یادم رفته بود که چقدر باعث میشه دیدت رو جامعه عوض بشه! میبینی خیلی از اون چیزایی که رو همینطوری نمیشه دید! آدمهای مختلف با ظاهر متفاوت، برخی بیتفاوت، برخی عصبی، برخی با لبخند و...! یادم رفته بود که چقدر راحت می تونی بیرون رو نگاه کنی و از تمام زیبایی های یک صبح پاییزی لذت ببری. خلاصه که جالبه!
دیگه همین دیگه!

  
نویسنده : طناز ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٤