شادی و غم

غم داريم و خيال مي كنيم اين تنها دل ماست كه كانون غمهاي زمانه است ، و از ديگران خبر نداريم . خبر نداريم كه عنصر اساس زندگي را اساسا با غم و غصه مايه داده اند .

و آن زنده كه بي غم است ، زنده نيست .

خبر نداريم كه در اين دنيا محال است دلي بي غم باشد ، و آن دل هم مال " بني آدم " باشد .

اگر بنا بود كه دوران حيات را با شادي و شادماني بسر بريم ، حيات دوراني نداشت .

بيني جواني ما به پيري نميگراييد ، و زيبايي هاي كائنات رنگ زوال نمي گرفتند ، و عنوان تكامل تكميل نميشد .

گلهاي بهاري در آغوش خار پرورش نمي يافت ، و طراوت فصل فروردين در طوفان خزاني بباد فنا مي رفت .

اگر بنا بود كه دل باشد و غم نباشد ،  مرگ نبود ، فراق نبود ، و پاي نفاق و خصومت و عداوت بميان نمي آمد .

پس چرا اينهمه از دست غم بناليم ، چرا اينهمه از فشار و شكنجه غصه هاي روزگار شكايت ببريم .

معهذا غصه مي خوريم ، رنج ميبريم ، گله مي كنيم .

 

سلام

امروز داشتم لابلای کارام وبلاگ غریب آشنا رو می خوندم که دیدیم چهارشنبه یه مطلب داره که بنظرم جالب اومد! عشق!!!!

می دونین امروز یه اتفاق دیگه هم افتاد بعد از مدتها با یه دوست خیلی خیلی قدیمی چت کردم! دوست دوران بچگی! اونوقتی که دنیا همش آرزو است و تو منتظر برآورده شدن این رویاها! اونوقتی که قصه شاه پریان برات تنها یه قصه نیست! اونوقتی که منتظری تا بزرگ شی یه روز پرنس زیبا رو سوار بر اسب سفید از راه برسه و تو رو به قصر رویاهات ببره! دورانی که با کوچکترین چیزی مثل یه شکلات اشکات بند می یاد و لبخند می زنی! دوستی ها قشنگن! دوستات برای اینکه باهاشون لذت می بری انتخاب میکنی حتی گاهی دلت برای بعضی بچه ها می سوزه و برخلاف شرارت آنها باهاشون همبازی می شی! دورانی که معیار انتخاب دوستت پول و دارایی، مدل لباس و تیپ، قیافه، مدل ماشین، محدوده زندگی و هزار یک چیز دیگه نیست!

برای بچه ها مهم نیست همبازیشون، دوستشون چاق یا لاغر، زیباست یا زشت، لباساش چجوریه، چقدر سواد داره، مدرک تحصیلیش چیه، خوونه شون کجاس و هزار و یک چیز دیگه! با یک نگاه دوست میشن، قهرها دوام نداره! دل بچه ها دریاس برای همین هم سریغ می گذرن و می بخشن! بچه ها آدم بزرگها رو بخاطر تموم اشتباهاتشون می بخشن!

وقتی به عقب برمی گردم می بینم چقدر دنیامون زیبا بود! اما حالا چی؟

دنیامون شده تیپ، قیافه، هیکل، مدل ماشین و ....! از دل غافلیم! دوست هم برامون شده کالا می خوایم معاملش کنیم! خیلی چیزا یادمون رفته و به این زندگی هم عادت کردیم! من نمی گم که من جدا از این غافله هستم، نه منهم یکی از همین آدمام!

نمی دونم به کودک درون اعتقاد دارین یا نه! اما من باور دارم که تمام آدما درونشون یه کودکه که نمی خواد بزرگ بشه! همین کودکه درون که آدم رو وادار می کنه گاهی کارای بچه گونه بکنه! مثلاً کارتون ببینه! با این قد و هیکل پا به پای بچه ها بازیهای بچگونه بکنه! آهنگهای کودکانه گوش کنه مثل بچه ها حرف بزنه و ....!

و از همه مهمتر بره کتاب شازده کوچولو بخره و هفته ای یکبار اونو مرور کنه! تازه به این هم اکتفا نکنه بره سراغ نوار شازده کوچولو اونهم چی برگردون شاملو و تو ماشین تو راه بانک گوشش کنه!

با خنده هاش بخنده و با گریه هاش گریه کنه!

-         اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن، تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن!

تازه این یکیشه! فکر کنین تقریباً تمام کتابهای شل سیلوستر اشتاین رو هم داره! هر از گاهی هم می ره سراغ پاک کن جادویی!!!

آره! همه ما کودک درون داریم اما گاهی اونو زندونی می کنیم! حالا کافیه بریم تو زیرزمین دنبالش! انوقت می بینیم که یه بچه کوچولو ناز یه گوشه کز کرده، از ترس می لرزه و بی امون اشک میریزه! فقط محبتت رو می خواد همین!

آره من از نظر خیلیها بچه ام ! می دونین چرا چون کودک درون من همیشه با منه! زندس! من عاشقش هستم و هیچوقت تنها نمی ذارمش! وقتی شبها یا هروقت می رم جلوی آیینه می بینمش! یه زمانی فراموشش کرده بودم اما حالا همیشه بامنه! هر بار که دلش می شکنه بغلش می کنم اشکهای مثل مرواریدشو می بوسم و بهش می گم که چقدر دوستش دارم! من نمی خوام کودک درونم بزرگ شه، نمی خوام گرگ شه! و من بهای این مسئله رو می پذیرم! برام مهم نیست که خیلیها اینو دوست ندارن! چون حتماً تو این دنیای به این بزرگی کسی هست که هم کیش من باشه و حرف من رو بفهمه!

زندگی بالا و پایین داره! خوب و بد داره! این کلمات ضد و نقیض معنی هم رو کامل میکنن! تا غم نباشه شادی معنی پیدا نمی کنه!

نمی گم من خیلی آدم امیدوار و محکمی هستم نه! اما خداقل سعی می کنم باورهام رو از دست ندم! یه جاهایی حتی به قیمت تنها بودن و بی عشق موندنم حاضر نیستم همرنگ جماعت شم! من می خوام بره باشم اما بلد باشم مبارزه کنم حاضر نیستم برم تو پوست گرگ!

آدما می یان و میرن! دلمون می شکنه و باز خوب میشه! و ما باز عاشق می شیم! خسته می شیم و هربار می گیم اینباره آخر بود، دیگه دوست دارم ها رو باور نمی کنم اما باز یه گوشه نگاهش دل می بازیم! خوب قشنگه دیکه؟ نیستش؟

امروز چون حالم خوبه مثبت! فردا شاید خوب نباشم منفی! زندگی همینه!

Yesterday is history

Tomorrow is dream

Today is a gift

That’s why it called Present!

دم رو غنیمت بدونیم!

خیلی فک زدم خودمم خسته شدم!

 

  
نویسنده : طناز ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۱٠