دلنوشته های من!

سلام

خوب اول از همه یک بازی جدید! بازی ترس! البته با یک دنیا تاخیر، خوب وقت نشد دیگه!

1-     ترسهای عمومی زندگی من و در واقع زندگی همه مثل ترس از دست دادن عزیران یا ترس از دست دادن سلامتی و ...! ترجیح می دم ترسهای نا متعارفم رو بگم!!!

2-     من از دنیای بی کودک می ترسم! من از اینکه کودک درونم رو فراموش کنم، از اینکه کودک درونم دیگه دوستم نداشته باشه میترسم!

3-     از ارتفاع بلند، مثل ایستادن لب یک صخره خیلی بلند، اینکار رو می کنم اما نباید پایین رو نگاه کنم!

4-     و خوب یکسری ترسهای دیگه که بزارین فقط واسه خودم بمونه!

درباره دعوت دوستان، هرکسی که دلش میخواد دعوته!

امروز صبح دو تا نامه خیلی زیبا داشتم، منظور از نامه همون نامه الکترونیکی ها! فکر کن گاهی چه ساده میشه صبح رو با یک لبخند شروع کرد.

هفته پیش، هفته جالبی نبود! من که اصولا حوصله بیماری ندارم، برام بیماری طولانی مدت عذابه! خلاصه که هفته پر از مشغله و درگیری توام با بدخلقیهای من بود! بدترین عیب من اینه که تحمل بیماری و دارو خوردن رو ندارم بخصوص داروهایی که ضعیفم میکنن مثل آنتی بیوتیک! شدیدا روی اعصابم تاثیر میزاره! دلم میگیره! عصبی میشم! بدخلق میشم و حالا کافیه تو این شرایط یکی دست بزاره رو نقاط ضعفم! دیگه دیوونگی محض!

این هفته با کتاب و فیلم کلی کار شروع شد! حالا سر فرصت براتون لیست میکنم!

چند وقت پیش با دوستی بس عزیز بحث جالبی داشتیم، در رابطه با دوستیها!!! بحث به اینجا رسید که هرکدوم ما تو دوستیهامون فاعلیم یا مفعول و یا شایدم هر دو؟ چقدر برای دوستیهامون ارزش قائلیم؟ چقدر تلاش می کنیم دوستیهامون رو حفظ کنیم؟ چقدر برای نگه داشتن دوستامون تلاش می کنیم؟

خوب من معمولا تو رابطه فاعلم! گاهی هم مفعول بسته به شرایط! کلا آدم صفر و یک نیستم! برای دوستام و دوستیهام خیلی ارزش قائلم و همه تلاشم رو می کنم که دوستیهام رو نگه دارم. برام مهمه دوستی رو از دست ندم! برای من دوستی یک خیابون دوطرفه است! تا جایی که بتونم رابطه رو حفظ میکنم مگر اینکه به جایی برسم که حس کنم رابطه برای طرف مقابلم هیچ ارزشی نداره! گاهی عجیب نیاز به اثبات دارم! گاهی بد طرفم رو محک میزنم! چون برام مهمه بودنم اون چند مرده حلاجه! نکته جالبش اینه که می فهمم اکثر ادما این کاره نیستن و خیلی چیزای منفی! اینجا اون جاییه که میفهمی کی واقعا رفیقه! اینجاست که دوستیهات رنگ و بوی بهتری میگیره!

شما چی؟ دوستی براتون چه معنی میده؟ شما چند مرده حلاجین؟ با خودتون رو راست باشین! این یکی رو به خودتون دروغ نگین!

راستی یکی از دوستام کمی بهم ریخته است! سلامتی اش کمی تا قسمتی در مخاطره است! هرجند که من مطمئنم مشکلش روحی روانیه تا جسمی! اول باید فکرش درمان شه اما کو گوش شنوا! بهرجهت که سلامت جسم و روحش باهم داره از دست میره! یا بهم راه حل بدین یا اگه حسش بود براش دعا کنین!

هفته خوب و خوشی پیش رو داشته باشین!

 

  
نویسنده : طناز ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٦