آدما!

بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم

          همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم

...

یادم امد که شبی، با هم از آن کوچه گذشتیم

          پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

                               ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

...

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.

 

سلام

خوب از آخر هفته بگم که به آرومی گذشت و در کل هفته زیبا و آرومی رو شروع کردم. هوای عالی و کتاب و آرامش!

سالهاست که دلم گیره این شعر کوچه است! چند سال پیش، یک روز غروب، با پدرخوانده گرامی و یک جمع دوستانه و کوچیک، تو همین روزا، رفتیم پیاده روی، پیاده روی که نه، قدم زدن تو کوچه پس کوچه ها و کوچه باغهای قدیمی شمرون، پدرخوانده گرامی شروع کرد به زمزمه شعر کوچه و ما هم به همراهش! چقدر اون روز ناخواداگاه اشک ریختم نه از سر غم که از سر شوق، به قول امروزیها فوران احساس! چقدر روزهای خوبی داشتیم! چقدر لذت بردیم! خوشحالم که از این لحظه ها لذت بردم. خوبه آدم راه و روش زندگی رو یاد بگیره!

امروز صبح تو ماشین با خودم فکر میکردم، وقتی به خودم اومدم دیدم انقدر فکر تو ذهنم دارم که نمیدونم اول به کدومش برسم، نتیجه یه راه ساده براش انتخاب کردم، صدای ضبط رو کمی بلند کردم و با آهنگهای دلخواه همخوونی کردم! گاهی نباید فکر کرد! ذهن هم نیاز به سکوت و آرامش داره!

گاهی بعضی آدما میان تو زندگیت که بفهمی چقدر ساده ای! گاهی بعضی آدما میان تو زندگیت که بفهمی چقدر خودتو و خواسته هاتو می شناسی! گاهی بعضی از آدما میان تو زندگیت که یادت بیاد به جای انتقام راههای بهتری هم هست! گاهی بعضی آدما میان تو زندگیت که یادت بیاد دروغ هنوز هم هست و میشه به سادگی آب خوردن دروغ گفت! گاهی بعضی ادما میان تو زندگیت تا یادت بیاد هنوز هم هستن دلهای پاک! گاهی بعضی آدما میان تو زندگیت تا یادت بیاد هیچ حسی زیباتر از دوست داشتن و عشق نیست، حتی اگه وصل ممکن نباشه! گاهی بعضی آدما میان تو زندگیت تا یاد بگیری جور دیگه هم میشه دید، میشه حس کرد، میشه زندگی کرد! و گاهی ...!

شما جزو کدوم دسته این؟

بهار که میشه دلم هوایی میشه و بازیگوش! اینجوری بیشتر دوسش دارم! فکر کنم دوباره چشام داره برق میزنه!

  
نویسنده : طناز ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢٧