کریسمس خانوادگی

سلام

بالاخره بعد از مدتها فرصتی شد بیام و یک سرکی اینجا بکشم. دو ماه اخیر خیلی سرم شلوغ بود، از یک طرف درگیر کار و زندگی روزمره، از یک طرف هم درگیر گرفتن ویزه برای خانوم مادر و آقای پدر، از یکطرف ایران رفتن خودم. خلاصه که زندگیم خیلی شلوغ بود.

امسال برای اولین بار من هم مثل تمام خانواده ها اینجا کریسمس رو کنار خانوم مادر و آقای پدر هستم. نزدیک سه سال طول کشید تا من زندگیم رو اینجا سروسامان بدم و محیطی رو بوجود بیارم که بتونم پذیرای خانواده ام باشم. نمیتونم توصیف کنم که چقدر این احساس زیباست.

دیگه اینکه به مدت دوهفته مرخصی دارم. دارم برنامه ریزی میکنم که خانوم مادر و آقای پدر بتونند بهترین استفاده رو از اقامتشون اینجا داشته باشند.

امروز سر میز ناهار به همراه دو دوست خوب، داشتیم از اتفاقات عجیب و غریب اینجا صحبت میکردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که همه جا اسمون همین رنگ! اینجا هم باید کلاهت رو محکم بچسبی تا باد نبردتش! ناهار دلچسبی بود با کلی لبخند و شیطنت. مدتها بود چنین حس دلنشینی نداشتم.

امیدوارم که هفته خوشی داشته باشید. در ضمن کریسمس رو به تمام دوستان مسیحی تبریک میگم.

خوب و خوش باشید.

  
نویسنده : طناز ; ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤